Tuesday, May 27, 2008

خداحافظ اولين بانك ايراني


شكايت مقامات بانكي از طرح ادغام بانك‌ها
فاطمه بهادري – همزمان با انتشار پيش‌نويس طرح تشكيل بانك‌هاي قرض‌الحسنه و سرمايه‌گذاري، يكشنبه شب، صمصامي سرپرست وزارت امور اقتصادي و دارايي در جلسه‌اي همه بانك‌هاي دولتي - تجاري را مكلف كرد تا 20درصد از شعب خود را تا پايان وقت اداري دوشنبه (روز گذشته) به بانك قرض‌الحسنه مهرايران تحويل دهند.البته اين اقدام صمصامي در پي مصوبه هيات وزيران در خصوص واگذاري شعب بانك‌هاي دولتي با توجه به ميزان سهامشان اعلام شده است.اين در حالي است كه نمايندگان ويژه رييس‌جمهور در خصوص تحول ساختاري بانك‌ها،پيش نويس طرح تشكيل بانك‌هاي قرض‌الحسنه و سرمايه‌گذاري را در هشت ماده به تصويب رساندند. اعلام 3 ماده از اين طرح توسط يكي از خبرگزاري‌ها باعث شد تا انتقادهاي شديدي از سوي كارشناسان پولي و بانكي مطرح شود.شنيده‌ها حاكي از آن است كه در پي شكايت برخي مسوولان بانكي مراتب در سطوح بالاتر در حال پيگيري است؛ چرا كه برخي موارد همچون ادغام بانك‌هاي مشمول خصوصي‌سازي، بر خلاف ابلاغيه اصل 44 است.بر اساس اين طرح، بانك‌هاي تجارت، صادرات و ملت ادغام و بانك قرض‌الحسنه مهرايران تشكيل خواهد شد. همچنين بانك‌هاي سپه و رفاه كارگران ادغام و بانك قرض‌الحسنه كه هنوز اسم آن مشخص نشده تشكيل مي‌شود. همچنين بانك‌هاي قرض‌الحسنه تنها مجاز به گرفتن پس‌انداز قرض‌الحسنه و ارائه تسهيلات قرض‌الحسنه هستند.تصميم نمايندگان ويژه رييس‌جمهور در خصوص تحول ساختاري بانك‌ها به استناد اصل 127 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران اتخاذ شده كه هنوز به امضاي معاون اول رييس‌جمهوري و تصويب دولت نرسيده است
نقل خبر - دنياي اقتصاد

Tuesday, May 20, 2008

بانكداري!!


امروز خبر عجيبي تو روزنامه خوندم (كارگر يك كارخانه صنعتي با جعل مدارك بعنوان سازنده يك كارخانه توليدي بيش از دوميليارد تومان از بانكهاي استان آذربايجان غربي وام گرفت ) حقيقت اينه كه مفهوم بانكداري در كشور ما دگرگون شده تسهيلات تكليفي(به معناي اعم كلمه) موجب شده روساي شعب با در دست داشتن چند تكه كاغذ پاره بدون اين كه حتي كنجكاوي كنند اين چه طرحي است كه ميتواند براي بانك و مشتريان واقعي اش سود داشته باشد يا جرات اظهار نظر داشته باشند براي خوش خدمتي هم كه شده (چرا كه كسي كه مصوبه 2 ميلياردي به دست مياد شعبه يا بايد خودش آدم مهمي باشه يا آدم مهمي توصيه اش كرده باشه ) زحمت يه تاييد تلفن رو هم به خودشون نميدن ! شكر خدا تو بانك ما كه از اين اتفاق ها نمي افته ما داريم از اون ورش مي افتيم (باعث خجالت) از اونجا كه رو پيشونيمون نوشته كليه امور مالي مربوط به خانواده از پرداخت قبوض گرفته تا بررسي ته چك ها ي آقا وخلاصه هرچي كه فكرشو بكنيد بعهده سايه گردن شكسته است من يه مرخصي ساغتي گرفتم و راهي بانك صادرات شدم يه سپهر داشتم زحمت كشيدن واسم نقدش كردن و دوتا رمز دار گرفتم (خداييش 20 دقيقه طول كشيد)يكيش واسه بانك ملت يكي ديگشم ماله گل سرسبد و قديمي ترين و... بانكها بانك سپه ،بانكه ملتي رو بردم چشمام كور شه اگه دروغ بگم 5 دقيقه اي رفت به حساب و اما اون يكي داستان شد، منكه بعضي وقتها رابين هود ميشم رفتم شعبه مربوط به بانك خودمون و آشنايي هم ندادم چك رمز دار رو دادم و وايستادم ،چكو دادن به يكي ديگه ،منم وايستادم، دو سه نفر ديگه اومدن و رفتن من مثل بچه هاي خوب بازم وايستادم رفتن با تلفن صحبت كردن بازم وايستادم ،يه خورده نگاه نگام كردن من بازم وايستادم، ولي خجالت كشيدم سرمو انداختم پايين بعد يواشكي گفتم ببخشيد رسيد من حاضر نيست گفتن: نه ، خوب من گفتم حتما خيلي زشته كه من وايستادم و آقاي رئيس شعبه فكر ميكنن اين همكار گرامي دارن كم كاري ميكنن اين شد كه رفتم نشستم ،بازم كور شم اگه دروغ بگم يك ساعت و نيم تو شعبه اي كه پرنده پر نميزد و چكي كه هيچ مشكلي نداشت نشستم و بعد ناگهان فنرم از جا در رفت، بهش گفتم مرد حسابي من همكارمت اينجوري منو معطل گذاشتي حالا همكار كه نه آدم كه هستم، يه دفعه رنگ دوستمون عوض شد كه ببخشيد رمز خونده ولي من هنوز تاييد تلفني نگرفتم چك شما رو با مسئووليت خودم ميذارم به حساب همسرتون!! دلم ميخواست با مشت ميزدم تو دماغش همش ميگفت من معذرت ميخوام شما ببخشيد و اين منو بيشتر عصباني ميكرد ... اومدم بيرون زنگ زدم به هسرم بهش گفتم من ازت معذرت ميخوام كه بهت ميگم اداره جات و غيره كه رفتي از كوره در نرو بيچاره ها گناه دارن خيلي كار ميكنن هرجا خواستي دعوا كني من مثل كوه پشتتم سوت بزن منم بيام ... سرتونو درد نيارم ولي اگه تونستين راز اين قضيه رو به مام ياد بديد چطور ميشه چك رمز دار 4 ميليوني منه كارمند دلسوخته آبا اجدادي بانك بدون تائيد به حسابمون نميره ولي با چند تا مدرك جعلي 2 ميليارد پول بي زبون يه بانك رو بالا ميكشن
سايه

Thursday, May 15, 2008

يك تجربه

چند روزي است كه يكي از همكاران كه خيلي هم دوستش دارم و خيلي هم بهش ارادت دارم با من سرسنگينه البته من ميدونم چرا دچار سوء تفاهم شده ولي از اونجا كه به يه همكار ديگه قول دادم كه راجع به اون مورد باهاش صحبت نكنم نميتونم برم بهش بگم كه برداشت غلطي از صحبت من كرده ،ياد يه خاطره افتادم از 17سال قبل كه تازه تو بانك استخدام شده بودم قرار شده بود رو حوالجات كار كنم (اون موقع مثل حالا بانك سپه سيستم حوالجات آنلاين نداشت كه تو يه چشم به هم زدن پول رو منتقل كنه- حساب اين تبليغ مفتي را به پاي بانك مينويسم)براي اينكه اشتباه نكنم هرچي همكارا ميگفتن منم تكرار ميكردم حالا فكرشو بكنيد كه منه تازه كار دارم از سراسر كشور حواله ميگرم كه هركدومشونم لهجه خاص خودشونو دارن منم يه دختر بچه 18 ساله كه زيادم دنيا رو نديده بودم سرتونو درد نيارم همكاري زنگ زد شروع كرد به خوندن
-سپهبانك ---- بيست ميليون ريال ----- سلطان اگدم -----
منم پرسيدم سلطان اگدم؟ همكارمون هم جواب داد بله سلطان اگدم منم توحواله نوشتم سلطان اگدم ولي يه دفعه لحن دوستمون عوض شد بقيه حواله رو خوند و گفت سپهبانك خوي و من فهميدم كه چه خاكي بر سرم شده دوست عزيزمون كه آذري زبان بوده و اقدم رو اگدم تلفظ ميكرده فكر كرده كه من قصد داشتم بهشون توهين كنم و بماند كه چه واويلايي شد حالا خوش شانسي معاون شعبه كه يه آشناييت با پدر ما داشت و خدا وكيلي تا وقتي بود هواي ما آدم غريب رو تو شهرشون داشت موضوع رو ختم به خير كرد ولي من از همون زمان سعي كردم در صورتي كه از شنيده اي دلگير بشم موقعيت و شرايط گوينده رو در نظر بگيرم و اگر قانع نشدم برم و برداشتم رو بهش بگم كه يا درست و حسابي عصباني بشم و موضوع تموم شه يا ختم به خير بشه و موضوع بازم تموم شه اينكه نشد يه ماه چروك بندازيم تو پيشوني ،كج كج راه بريم و بشينيم ، دهنمونو كج و كوله كنيم كه شايد منظور طرفمان همين چيزي است كه ما فكر ميكنيم.
آنتوني رابينز تو يكي از كتاباش نوشته: ما همان چيزي را خواهيم يافت كه در جستجويش بوده ايم اگر در اتاقت در جست و جوي چيز كثيفي هستي آن را خواهي يافت اگر در خودت يا كسي كه دوستش داري در جست و جوي ايراد باشي آن را پيدا خواهي كرد هيچ سخت نيست بخواه كه بدست خواهي آوردو بجوي كه خواهي يافت
سايه

Wednesday, May 14, 2008

اولين سلام


اولين سلام را تقديم به دوست و مديري بسيار شايسته ميكنم كه پيشنهاد ايجاد وبلاگي را داد كه همكاران خوبمان در بانك سپه ،دوستانمان در ساير بانكها،و مشتريان عزيزمان راحت با يكديگر تعامل كنند

سلام به روان پر فتوح همكاراني كه عمري با صداقت و شرافت در بانك سپه خدمت كردند و اكنون با ضميري مطمئن زير خروارها خاك آرميده اند

سلام به دوستان بازنشسته مان كه ديدارشان دلگرمي و يك دنيا تجربه است ( پدر عزيز خودم در اين دسته است) و سلام به همكاران خوبي كه خانواده بانك سپه را تشكيل ميدهند



سايه